تبليغاتX
دانشجویان انقلابی کرمانشاه

انقلاب، قابله‌ی هر جامعه‌ی كهنه‌ای است، كه نظم نوينی را آبستن باشد.(كارل ماركس)

رفیق بهروز کریمی زاده آزاد شد!

 

سرانجام پاسداران نظم سرمایه و قدرت از آزار و اذیت رفیق بهروز کریمی زاده خسته شدند. بهروز کریمی زاده دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب که از ۱۳ آذر ماه سال ۸۶ در اسارت حافظان قدرت بود با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی به آغوش یاران بازگشت.

بهروز برای ما عزیز است. این آزادی متعلق به همه ی کسانی است که با کمک هایشان این مبلغ هنگفت را تامین کردند. بهروز نه قاتل بود و نه مفسد اقتصادی. رقم بالای وثیقه ی تعیین شده برای او تنها نمایانگر ترس رژیم از تفکر بهروز و افرادی مانند اوست. رژیم از انسان می ترسد.از رشد تفکرات انسانی واهمه دارد.در مقابل آگاهی به سرکوب دست می زند و می خواهد از این طریق با ایجاد رعب و وحشت به حیات خود ادامه دهد.

آزادی بهروز پس از آزادی کارگر مبارز محمود صالحی و رفیق دیگرمان مجید پورماجد نشان دهنده ی ناتوانی حاکمیت و عقب نشینی قریب الوقوعش در برابر نیروهای تحول خواه است.

بهروز آزاد شد. اما علی و پیمان و فرهاد همچنان در بندند. دانشجویان دیگر همچنان در بندند.بهروز آزاد شد اما انسان هنوز اسیر است. تا سقوط نظم سرمایه و آغاز تاریخ انسان به پیکارمان ادامه خواهیم داد.

دانشجویان انقلابی کرمانشاه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 2:23  توسط دانشجوبان انقلابي كرمانشاه  | 

دانشگاه های کرمانشاه در سالی که گذشت...

فروردین: در سکوت نوروزی شایعاتی مبنی بر قتل دو فعال کارگری در چهارمین روز از سال ۸۶ به گوش رسید. برخی منابع نام این دو نفر را روناک علیپور(علیزاده) و سلیمان فتاحی عنوان کردند.

اردیبهشت: درز کردن اخباری مبنی بر سو استفاده ی جنسی فردی به نام داییچی معاون مزدور حراست دانشگاه رازی از دانشجویان دختر این دانشگاه اعتراضات دانشجویان دانشگاه رازی را به دنبال داشت. دانشجویان با تعطیل کلاس ها در محوطه ی دانشکده ی فنی تجمع کرده و خواستار حضور و پاسخگویی ریاست دانشگاه و ریاست حراست شدند. سرابی ریاست مزدور وقت دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان معترض سعی در آرام کردن جو دانشگاه داشت و در سخنانی متناقض داییچی معاونت پرنفوذ حراست دانشگاه را یک کارمند جز اعلام کرد. بسیج دانشجویی با صدور بیانیه ای دانشجویان معترض را ایادی غرب خوانده و هدف آن ها را "ماهی گرفتن از آب گل آلود" دانست. فرشادفر ریاست انتصابی وقت دانشگاه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 13:15  توسط دانشجوبان انقلابي كرمانشاه  | 

مقاله اي از رفيق امین قضایی

 در استقبال دیوانه وار توده ها از سال نو پارادوکسی نهفته است. اگر آنها براستی اینچین شیفته ی نو شدن هستند چرا هر سال همان سنت های کهنه را برگزار می کنند. آنها خود ِ امر کهنه را نو می کنند. آنها از منطق پوچ تکرار ِ زمان اسطوره ای سیراب می شوند. انسان ِ "سبت" دقیقا به خاطر حفظ شش روز ِ کار است که روز هفتم کار نمی کند. در مراسم همیشه قانون و تابو نقض می شود. این نقض قاعده در مراسم دقیقا تمهیدی است برای حفظ قاعده در روزهای عادی. هدیه ی نوروزی ، اصل منفعت و مبادله را نقض می کند و این نقض سبب می شود تا مبادله به عنوان امری بدیهی در پس زمینه پذیرفته شود. مراسم نوروز نوستالوژی نسبت به جامعه پیشا طبقاتی و یا زندگی در زمان اسطوره ای و تکرارپذیر است. در مراسم چهارشنبه ی سوری ، توده ها آتش می افروزند. توده های خاموش و آتش افروزی ؟ این دقیقا همان نقض قانونی است که سبب رعایت قانون در تمامی مدت سال می شود. آیا توده ها مانند آتشفشان های همیشه خاموش ناگهان عقده ی پرومته ی خود را در چهارشنبه ی آخر سال بیدار می کنند و یا این فقط شهامت جرقه های میل است که یک روز خیابانی می شود تا برای همیشه سال در خانه باقی بماند؟ توده ها دقیقا همان کاری را در مراسم ها انجام می دهند که هیچ وقت انجام نمی دهند. تابو شکسته می شود ، شاه و بنده یکی می شود و جامعه طبقاتی موقتا خود را به حالت تعلیق در می آورد تا حول این مراسم یعنی حول این هسته های اسطوره ای و پیشا طبقاتی ، خود ِ جامعه طبقاتی شکل بگیرد. مراسم نوروز یکی از ارتجاعی ترین و تباه ترین مراسم های باستانی است ، نمایش ِ مقدس ماشین خانواده که هزاران سال است که جامعه ایرانی را به نابودی و ویرانی کشانده است. سفره ی مقدس خانواده با حضور قانون و ارزش مصرف ( هفت سین) ، در یک هسته ی اسطوره ای چیده می شود . آنگاه سال نو با سخن پادشاه جامعه طبقاتی آغاز می شود. آنگاه همه ی اعضای خانواده نو شدن ِ امر کهنه را به یکدیگر تبریک گفته و طلب موفقیت برای یکدیگر می کنند : پیمان ِ مقدس باند تبه کاری خانواده برای نوشیدن خون و عرق طبقات فرودست . هفت سین همان تکمیل عدد مقدس یعنی عددِ خداست. محتویات سفره که نماد ِ ارزش مصرف است هفت تاست. چرا که این همان روزی است که خدا بر عرش نشست و انسان ِ "سبت" ساخته شد. ایرانی ها هیچ نوع حیات و همبستگی اجتماعی ندارند ، حتی مراسم های آنها هم خانوادگی است. آنها مبدع ماشین های خانواده بودند ، دهشتناک ترین اختراع جامعه طبقاتی ! افتخاری بزرگ برای ایرانیان ! بروید و سفره های کثیف تان را برچینید که من از تاریخ تان ، سنت هایتان ، باورهایتان بیزاری می جویم! گرچه سفره ی شما ایرانیان هفت سین دارد اما خود شما فقط یک سین دارید : سکوت. دولت شما فقط یک سین دارد: سرکوب.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:54  توسط دانشجوبان انقلابي كرمانشاه  | 





Powered by WebGozar